حسين علوى مهر
354
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
در اين شيوه روى سخن با خاصه است تا اثبات يك نظريهء قطعى كند ، ولى شيوهء خطابه بر مقدمات ظنّى ( مشهورات و مقبولات ) تكيه دارد و هدف آن اقناع عامه است . قرآن ميان اين دو شيوهء به ظاهر متضاد جمع كرده ، او در بيان مطالب و استدلالهاى خويش ، روى سخن با هر دو گروه دارد ، بدين ترتيب كه با يك سخن توانسته است اذعان قطعى براى خواص ، و اقناع عامه هر دو را هدف بگيرد . لذا استدلالهاى قرآن در عين سادگى بيان ، از عمق و ژرفنگرى به سزايى برخوردار است . عامهء مردم كه از رموز استدلالات عقلانى ، آگاهى چندانى ندارند به همان ظاهر ساده قانع شده و پذيرا مىگردند ، گرچه خاصه از بيان و رموز به كار رفته آن بهره مىگيرند . « 1 » علامه طباطبايى رحمه اللّه در ذيل آيهء لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا دربارهء برهانى بودن اين آيه مىفرمايد : اگر جهان هستى داراى خدايانى ( بيش از خداى واحد ) بود ، آنها همگى در ذات و حقيقت خود مختلف و متباين بودند . تباين حقيقى سبب تباين تدبيرها مىشود و هر تدبيرى ، تدبير ديگرى را فاسد مىنمايد ( در نتيجه آسمان و زمين فاسد مىشدند ) . لكن نظام موجود در هستى ، اجزاى به هم پيوستهاى هستند كه با يك تدبير حركت مىكنند ، پس در جهان هستى آله وجود ندارد . « 2 » در آيات « افول « 3 » » كه حضرت ابراهيم استدلال مىكند به جملهء لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ، برهان بسيار روشنى ارائه شده است . افول به معناى غيبت است . بيان برهان به اين صورت است : غيبت مستلزم حركت است . حركت مستلزم حدوث است . و هر چه حادث است ، محتاج به وجود آفريننده است « 4 » .
--> ( 1 ) آية اللّه معرفت ، علوم قرآنى / 360 . ( 2 ) الميزان ، ج 14 / 268 . ( 3 ) انعام / 76 - 78 . ( 4 ) الميزان ، ج 7 / 185 .